تلگرام
اینستاگرام
آپارات
فیسبوک
توییتر
گوگل پلاس
Open In App
برای گوش کردن این آهنگ هم ‌آهنگ را دانلود کنید
من از مشهد، من از تبریز، از شیراز و کرمانم
من از ری، اصفهان، از رشت، از اهواز و تهرانم
نمی‌دانم کجایی هستم؛ اما خوب می‌دانم
هوایی هستم و آواره ‌ای در مرز مهرانم

اگر آواره‌ام قلبم در ایوان تو جا مانده
دلم با هر قدم با هر نفس؛ اسم تو را خوانده
غم عشقت بیابون پرورم کرد و میان راه
یکی پرسید تا کرب‌وبلا چند تا ستون مانده؟!

یکی جارو به دست و آن یکی گوشی به گوش آمد
یکی بر شانه مشک و آن یکی پرچم به دوش آمد
در این موکب سخن از کوفه؛ آن موکب سخن از شام
یکی از هوش رفت اینجا؛ یکی آنجا به هوش آمد!

اگر آواره‌ام قلبم در ایوان تو جا مانده
دلم با هر قدم با هر نفس؛ اسم تو را خوانده
غم عشقت بیابون پرورم کرد و میان راه
یکی پرسید تا کرب‌وبلا چند تا ستون مانده؟!

چه شیرین است با عشقت دویدن در بیابان‌ها
به عشقت هم به دل جارو زدن هم در خیابان‌ها
نه تنها در میان تربتت داری شفا حتي
به خاک زیر پای زائرت دادند درمان‌ها

ستون یک هزار و چهارصد یعنی سلام آقا
سلام ای بی کفن، ای تشنه لب، ای مانده در صحرا
به سقای علمدارت قسم؛ ما پای پیمانیم
به شوق یاری آرام جانت؛ مهدی زهرا

اگر آواره‌ام قلبم در ایوان تو جا مانده
دلم با هر قدم با هر نفس اسم تو را خوانده
غم عشقت بیابون پرورم کرد و میان راه
یکی پرسید تا کرب‌وبلا چند تا ستون مانده