تلگرام
اینستاگرام
آپارات
فیسبوک
توییتر
گوگل پلاس
Open In App
برای گوش کردن این آهنگ هم ‌آهنگ را دانلود کنید
از باران با ترانه
با گهرهای فراوان
میخورد بر بام خانه
عاشقانه، كودكانه، بى گلايه، بى بهـانه

من ولى آشفته زير بامِ اين غمخانه پنهـانم
پريشانم
از اين دنيا چه ميخواهم؟
نميدانم
درون خاطرات كهنه، سرگردان و حيرانم

يادم آيد روزِ باران
زير چتر عشق مى رفتيم، بى پروا

مى دويدى همچو آهو
تا نشستى بر لب جو
دست در دست و نگاهت خيره بر چشمانِ مشتاقم

و ديگر نيستى افسوس

تو را گم كرده ام در روزهايى تار
در اين كابوسِ بى مانندِ جان آزار
تو را گم كرده ام در عشق، در اين حال بى تكرار
و باران ميزند،
آرام

ميخورَد بر خاطراتم مشت و سيلى
خسته ام با هر دليلى

بى تو ديگر رنگ ها هم تيره و تارند
بى تو امروز آسمان هم، نيست نيلى