تلگرام
اینستاگرام
آپارات
فیسبوک
توییتر
گوگل پلاس
Open In App
برای گوش کردن این آهنگ هم ‌آهنگ را دانلود کنید
مرگ من روزی فرا خواهد رسید
در بهاری روشن از امواج نور
در زمستانی غبار آلود و دور
یا خزانی خالی از فریاد و شور

می روم از خویش و می مانم ز خویش
هرچه برجا مانده ویران می شود
روح من چون بادبان قایقی
در افق ها دور و پنهان می شود

خاک می خواند مرا هر دم به خویش
میرسم از ره که در خاکم نهند
آه شاید عاشقانم نیمه شب
گُل به روی گور غمناکم نهند

لیک دیگر پیکر سرد مرا
می فشارد خاک دامنگیر خاک
بی تو دور از ضربه های قلب تو
قلب من می پوسد آنجا زیر خاک

بی تو دور از ضربه های قلب تو
قلب من می پوسد آنجا زیر خاک
بی تو دور از ضربه های قلب تو
قلب من می پوسد آنجا زیر خاک

بعد ها نام مرا باران و باد
نرم می شویند از رخسار سنگ
گورِ من گمنام می ماند به راه
فارغ از افسانه های نام و ننگ