تلگرام
اینستاگرام
آپارات
فیسبوک
توییتر
گوگل پلاس
Open In App
برای گوش کردن این آهنگ هم ‌آهنگ را دانلود کنید
از در خونه می‌زنم بیرون
یه صدایی منو صدا کرده
اون صدایی که رنگ بارونه
منو با گریه آشنا کرده
اون صدا دستمو گرفت آروم
منو تو موج پرچما گم کرد
بین آغوش پرچما وقتی
گریه کردم خدا تبسم کرد
اون صدا تو لباس سقایی
دل بی‌تابمو تصرف کرد
توی یک کاسه‌ی طلایی‌رنگ
آسمونو به من تعارف کرد
اون صدا نوحه‌ی عزاداراست
اون صدا طبل و سِنج و شیپوره
خوب می‌فهمه اوج این دردو
هر غریبی که از وطن دوره
اون صدا رفت و تعزیه‌خون شد
تک و تنها میون میدون موند
یه نفر با لباسی از آتیش
خیمه‌ی بچه‌ها رو می سوزوند
روی زانوم نشستم آهسته
اون صدا روضه‌خون دریا شد
گفت بارونو تشنه‌لب کشتند
کَفَنِش رنگ خاک صحرا شد