تلگرام
اینستاگرام
آپارات
فیسبوک
توییتر
گوگل پلاس
Open In App
برای گوش کردن این آهنگ هم ‌آهنگ را دانلود کنید
تو دل این شب سیاه صدای لالایی میاد
آخ که چقد با این صدا آدم دلش گریه میخواد
مادر و بچه دستاشون گره شدن به هم دیگه
مادر تو لالاییش داره از پدر قصه میگه
میگه لالایی نازکم بخواب بابا فردا میاد
دلش هنوز پیش توئه دوست داره خیلی زیاد
پشت سرش آتیشه و گلوله و میدون مین
چشماتو هم بزار تو خواب از گونه هاش بوسه بچین
اما نه گونه هاشو نه میگن بابات سر نداره
دل منم مثل تو این قصه رو باور نداره
لالایی کن که چشمونت قشنگه
نگاهت رنگ باروت فشنگه
بابا چشماتو داره غم نداره
تا جون داره با این دیوا میجنگه
لالایی کن عزیز دل که قصه مون به سر رسید
غصه نخور حتی اگه بابا بدون سر رسید
رسم که سر بلندامون زودتر بدون سر بشن
سایش همیشه باقیه روسر تو رو سر من
بابا سرش جا مونده تو یه گوشه ی میدون مین
شاید تا حالا سر اون شده یه تیکه از زمین
زمینی که دستای تو میتونه آبادش کنه
برق چشات میتونه از سیاهی آزادش کنه
لالایی کن که چشمونت قشنگه
نگاهت رنگ باروت فشنگه
بابا چشماتو داره غم نداره
تا جون داره با این دیوا میجنگه
لالایی کن لالایی کن لالایی
که فرداست آخرین روز جدایی
دیگه تو خواب نمیگی با دل تنگ
بابا جونم بابا جونم کجایی