تلگرام
اینستاگرام
آپارات
فیسبوک
توییتر
گوگل پلاس
Open In App
برای گوش کردن این آهنگ هم ‌آهنگ را دانلود کنید
گفتم این آغاز،پایان ندارد
عشق اگر عشق است،آسان ندارد
گفتی از پاییز،باید سفر کرد
گر چه گل تابِ طوفان ندارد
آن که لیلا شد،در چشمِ مجنون
همنشینی جز باران ندارد
آن بهاران کو،آن روزگاران کو
زیر باران ها،حالِ پریشان کو
باز آن منِ آسیمه سر
بی بال و بی پر مانده
جای تنهایی،در سینه ها مانده
رفته مجنون و،لیلا به جا مانده
از مستی ومینا و می اشکی به ساغر مانده
گفتم این آغاز،پایان ندارد
عشق اگر عشق است،آسان ندارد
هر که لیلا شد،در چشم مجنون
همنشینی جز باران ندارد