تلگرام
اینستاگرام
آپارات
فیسبوک
توییتر
گوگل پلاس
Open In App
برای گوش کردن این آهنگ هم ‌آهنگ را دانلود کنید
دیگه کارم شده
نفس نفس زدن تو دو راهی تردید
برای موندن
تنهایی تويه
کویر جون کندنو ، ساعتا رو
جلو روندن
هر روز
رگ زدن با تیزی نگاه مردم هم
کنارم هست
وقتی دنیام
یه چهار دیواری شده ته اون
محله ی پست
تو یه شهر
قدیمی سیاه که زندگی از اون
بارشو بست
دفن در
جنونم شدم تا بر فرقم خاکستر
تردیدها نشست
هر کی
با عینکی میدید کودک حرامی که
روی پاهام میکِشم
زیر رگبار
نگاه عوام با آبستن حرامیم
روزهایم را میکُشم
رهایم نمیشد
حرامی پدرش افکار بود،اوسوسه ای
فریاد بود
شاید اون
برای مردمم پل پرواز،یا زمزمه ای
تو یاد بود!
اگر آزادی
روحم برایم بند میسازد مجدد
کنج این زندان
چرا با
کودکی از نطفه مغز لجبازی کنم
با حکم این رندان؟
دیگه مغزم تموم شده
نطفه ی جمجمه مو شک خورده و
رویام تیره ست
همین
نون شبم با کاسه ای خونرو بریدو
دستامو بست
مگه زوره
نمیخوام پاک باشم تو این
دموکراسی بیمار
تو هم خدا شدی؟
قضاوت میکنی؟
منم مریض تبدار؟
میگی
این کودکو زنده به گورش کنم و
خودم بسوزم ؟
میخوام
دموکراسی رو بالا بیارم واسه تنم
کفن بدوزم